داشتم قسمت نظرات رو از ابتدای تاسیس وبلاگ تا الآن نگاه می کردم چه خاطراتی تو ذهنم اومد
این دفعه می خوام اول عبارات قشنگی که دوستان تو قسمت نظرات گذاشته بودن بذارم بعد بقیه قسمتا
دنیا بی معنیه : اگه گریه کنی میگن کم آورده ، اگه بخندی میگن دیوونه شده ،اگه دل ببندی تنهات میذارن ،اگه عاشق بشی دلت رو میشکنن ، ولی با این حال باید : لحظه ای را گریست ، دمی را خندید ، ساعتی را دل بست و عمری را عاشقانه زیست (No name)
هر كسی یه روزی میاد یه روزی میره، یكی با دلش میره، یكی با پاهاش، ولی مواظب باش كسی با پاهای خودش از دلت نره ( دختر یکی یه دونه )
اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن. اگرکسی را دوست داری خردش نکن اگه دستی را گرفتی ولش نکن (دختر یکی یه دونه)
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به كسی توجه نمی كنه ... از كسی خجالت نمی كشه ... می باره و می باره و ... اینقدر می باره تا آبی شه ... آفتابی شه ...!!! کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود ... كاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشی بوده (دختر یکی یه دونه)
چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوستش داری.
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده.
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی.
چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوستش داری (دختر یکی یه دونه)
اگر یک روز دل یکی رو شکستی یه میخ بکوب تو دیوار بعد اگه یه روز رفتی و از دلش درآوردی اون میخ رو بکن............ اما چه فایده جای میخ رو دیوار می مونه ( اینم از خبیسسسسسسس بود البته بنده خدا اون قدر هم خبیث نیست)
دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور می کردند بین راه سر موضوع اختلاف پیدا کردندو به مشاجره پرداختند یکی از آنها از سر خشم بر چهر دیگری سیلی زد
دوستی که سیلی خورده بود سخت آزرده شد ولی بدون آن که چیز ی بگوید روی شن های بیابان نوشت
امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد
آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند به یک آبادی رسیدند تصمیم گرفتند قدری انجا بمانند
و کنار برکه آب استراحت کنند ناگهان شخصی که سیلی خورده بود لغزید و د ربرکه افتاد نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد بعد از آن که از غرق شدن نجات یافت برروی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد
دوستش با تعجب از او پرسید بعد از ان که من با سیلی تو را آزردم تو آن جمله را روی شن های صحرا نوشتی ولی حالا این جمله را روی صخره حک می کنی ؟ دیگری لبخندی زد و گفت وقتی کسی ما را آزار می دهد باید روی شن های صحرا بنویسیم تا باد های بخشش آن را پاک کنند ولی وفتی کسی محبتی در حق ما می کند باید آن را روی سنگی حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد (دختر یکی یه دونه)
دیشب به دنبال رد پایی از توتمام خاطراتم را گشتم غباری بیش نیا فتم گریه کردم
آن هم پاک شد چه می توان کرد اشک ها هم فرا مو ش کار شده اند (غریب)
ای عاشقای بی گناه ما همه زرد و بی كسیم تنهاییم عین آسمون آواره ایم عین نسیم.
همه باید یاد بگیریم كه عین مجنون بزرگ عاشق هر کسی بشیم آخر بهش نمی رسیم...
بابام می گفت : عشق کشکه ! منم جواب دادم : زندگی هم آشه ؛ بدون کشک بی مزه میشه
من هیچی نخوندم ولی ...
نجوم نخوندم , ولی می دونم تو هفت آسمون یه ستاره ندارم.
فیزیک نخوندم , ولی می دونم « هر عملی را عکس العملی است...» غیر از عشق من به تو و می دونم که واحد اندازه گیری عشق , ژول و کالری و وات و... نیست
زیست شناسی نخوندم , ولی می دونم قلب همون دله که می تونه برای یه نفر تنگ بشه یا تندتر بزنه
شیمی نخوندم , ولی می دونم اگه عشق نباشه ملکول های هیدروژن و اکسیژن نمی تونن اینقدر محکم همدیگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بیاد
میدونی فرق تو با خون چیه خون میره تو قلب و بر میگرده اما تو میری تو قلب و بر نمیگردی
تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
سر کلاس ریاضی بود که استاد اومد و دو خط موازی کشید خط پایینی نگاهی به خط بالایی کرد و عاشقش شد. خط بالایی هم نگاهی به خط پایینی کرد و تو دلش عاشقش شد، در همین هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند.
تنها یک سقوط است که جاذبه زمین مسئول آن نیست : فرو افتادن در عشق
میدونی قشنگی راه رفتن زیره بارون چیه اینه که هیچکس نمیتونه اشکاتو ببینه
وقتی داری فکر میکنی که من دارم فکر میکنم که تو داری فکر میکنی که
من به چی فکر میکنم دلم میخواد که فکر کنی که من به تو فکر میکنم
منتظر باش،اما معطل نشو، تحمل کن اما توقف نکن، قاطع باش اما لجباز نباش،
صریح باش اما گستاخ نباش، بگو آره اما نگو حتماً، بگو نه ولی نگو ابدا
اگه دلت گرفته،قدر غصه هاتو بدون.حتی بخاطرشون خدارو شکر کن.
یادت باشه درک عظمت باشکوه خوشبختی فقط کنار لمس دقیق غصه ها امکان پذیره.
چه سخت است دل كندن. چه سخت است فراموش كردن، بی خیال شدن، خود را به آن راه زدن. این سختی، تقاص سكوت است. تقاص فاصله ای است كه سكوت خالق آن است
گرچه سکوت بلندترین فریاد عالم است ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد کمی با من حرف بزن
دیدم کسی در میزند . در را گشودم سوی او . دیدم غم است در میزند
غم با همه غم بودنش هر شب به من سر میزند .
ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا . غم با همه غم بودنش هر شب به من سر میزند
دیروز شنیدم از قصابی عباس آقا جیگر دزدیدن …..نگرانت شدم
از استاد شیمی پرسیدم عشق چیست؟گفت::حلال
از استاد زبان پرسیدم عشق چیست؟گفت:: هم پایه love
از استاد ادبیات پرسیدم عشق چیست؟گفت::محبت الهی است
از استاد تاریخ پرسیدم عشق چیست؟گفت::سقوط سلسله ی قلب جوان است
از استاد هندسه پرسیدم عشق چیست؟گفت::نقطه ای است که حول قلب جوان میچرخد
از استاد جبر پرسیدم عشق چیست؟گفت::مساله ای است که آن را با اتحاد حل میکنن
حالا،حالا از تو میپرسم عزیزم عشق چیست؟
به 3 چیز اعتماد نکن--->دل،زمان،عمر...دل رنگ پذیره،زمان در تغییره،عمر در تقدیره...
اگه می تونستم .... همه خیابونا رو پر ماشین می کردم تا وقتی می خواهیم از خیابون رد بشیم دستمو بگیری .... همه زمین ها رو برف می کردم تا واسه اینکه سر نخوری بازومو بگیری ... هر شب بارون می باروندم تا بریم یه گوشه زیر یه سر پناه بشینیم حرف بزنیم ... عقب همه تاکسی ها رو پر مسافر می کردم تا مجبور بشیم دو تایی جلو بشینیم ... اگه می تونستم هوا رو اونقدر سرد می کردم تا برای گرم شدن خودتو تو بغلم جا بدی
كاش تو كه آسمون شدی من مثل دریا میشدم عكست می افتاد روی موج من با تو تنها میشدم
دیده را فایده آن است كه دلبر بیند....... ور نبیند چه بود فایده بینایی
ما لحظه ها را میگذراندیم تا به خوشبختی برسیم افسوس خوشبختی همان لحظه ها بود که میگذراندیم
استكان از دستم افتاد شكست پدرم ناراحت شد - مادرم حرص خورد - برادرم گفت قشنگ بود - خواهرم گفت مال من بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اما وقتی قلبم شكست هیچ كس چیزی نگفت بمیرم ای دل كه بی صدا شكستی
مثل شقایق زندگی کن:کوتاه اما زیبا.مثل پرستو کوچ کن:فصلی اما هدفمند.مثل پروانه بمیر:دردناک اما.....عاشق........عاشق بمیر
همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی میکنی. پس سعی کن به طرفه کسی سنگ پرتاب نکنی چون اولین چیزی که میشکنه دنیای خودته
می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم
میگی گل رو دوست داری ولی میچینیش... میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش... میگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش... چه جوری میتونم نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟؟
نظر یادت نره