دعاهای بنزینی :

1-الهی بنزین بگیری.2-بنزین به قبرت بباره. 3-التماس بنزین.4-دست به هر چی میزنی بنزین بشه . 5- خدا بنزینت بده ،یک لیتر در دنیا صد لیتر در آخرت

 

بسمه تعالی: غرض از مزاحمت ایجاد آن بود كه بحمد الله حاصل شد... و من الله توفیق

 

در نمای پایانی سریال نرگس که بهروز و نسرین در برف راه می رفتند بهار کجا بود ؟

الف)خانه ی بخت .

ب) خانه ی سالمندان .

ج)از فرط بزرگی ترکیده بود .

د)چون زمستان بود.بهار نبود

 

گضنفر ساندویچ‌فروشی داشته، ‌یك روز یك بابایی میاد میگه : ‌قربون یك ككتل بده، ‌فقط بی ‌زحمت توش گوجه نذار. گضنفر میگه: آقا امروز گوجه نداریم ، میخوای خیارشور نذارم؟!!

 

از یه دیوونه میپرسن چرا دیوونه شدی؟ میگه: من یه زن گرفتم که یه دختر 18 ساله داشت. دختر زنم با بابام ازدواج کرد. در نتیجه زن من، مادرزن پدرشوهرش شد، از طرفی دختر زن من که زن بابام بود، پسری زایید که میشد برادر من و نوه ی زنم، پس نوه ی منم میشد. در نتیجه من پدربزرگ برادر تنیه خودم بودم. چند روز بعد زن من پسری زایید که زن پدرم ، خواهر ناتنیه پسرم و مادربزرگ او شد، در نتیجه پسرم برادر مادربزرگ خودش شد. از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم، خواهر پسرم بود، در نتیجه من خواهرزاده ی پسرم شدم

 

گضنفر و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی زدن. زن گضنفر وقتی شب میره بخوابه، یك یادداشت براش می ذاره كه: منو فردا ساعت 6 بیدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، ‌می بینه گضنفر براش یك یادداشت گذاشته كه: پاشو زنیكه خر! ساعت شیشه!!!

 

گضنفر تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبلش بهش میگن جواب بیسكویته، ولی تو همون اول نگو، اولش یه چند تا سوال كن كه ضایع نشه. گضنفر میگه باشه و میره تو مسابقه، میپرسه: آقا، یك كویته؟! یارو میگه: نه. میگه: دوكویته؟ همینجوری میگه تا میرسه به نوزده كویت! یارو میگه: من یه راهنمایی بهتون میكنم، با چایی هم میخورنش. تركه میگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!!!

 

گضنفر با كُت و زیرشلواری تو خونشون نشسته بوده. ازش می‌پرسند: واسه چی تو خونه كت پوشیدی؟ میگه: آخه شاید مهمون بیاد! میپرسن: پس چرا دیگه زیر شلواری پوشیدی؟! میگه: خوب شاید هم نیاد!!!

 

گضنفر با رفیقش میرن یك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش میدند‌، بعد هم یكی یه ساندویچ از كیفشون درمیارند، ‌شروع می كنند به خوردن. گارسونه میاد میگه: ‌ببخشید،‌شما نمی تونید اینجا ساندویچ خودتونو بخورید. اونا هم یه نگاهی به هم می كنند، ‌ساندویچاشونو باهم عوض می كنند!!

 

گضنفر می افته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا می‌گیرنش، رئیسشون میگه: اینه رو پوستش رو میكنیم باهاش قایق درست میكنیم.

گضنفر هم یه چاقو ور میداره می‌گذاره رو شكمش، میگه: جلو نیاید وگرنه ‌قایقتونو سوراخ میكنم!!!

 

عسل، جیگر، هلو، شیرینی، طلا، نقره، روی، آهن قراضه، شیرآلات، سماور سوخته خریداریم!

 

گضنفر خیلی شاکی میره تو آزمایشگاه داد میزنه : پس چرا جواب خون شهدا رو نمی دید؟؟؟

 

جیگرم! نفسم! عشقم! نازم! زندگیم !خوشگلم! ماهم! فدات بشم! بمیرم برات الهی !!!

بهتره دیگه از کنار آینه برم کنار.

 

گضنفر دنبال جا پارک میگشته پیدا نمیکرده میگه خدایا من اگه جای پارک پیدا کنم دیگه نماز خون میشم . یهو یه جا پارک پیدا میکنه میگه خدایا نمیخواد پیدا کنی خودم پیدا کردم!!!!!!!!!

 

یه روزخیاره باخیارشوره داشت میرفت یكی ازخیارمی پرسه این كیته میگه خواهرمه ترشیده